به نام خداوند متین و بصیر

محرم راز دانش اموزان

چه کسی در مدرسه محرم راز دانش آموزان است؟ با طرح این سوال می خواستم یک موضوع حیاتی را در مدرسه مطرح بکنم .انگیزه ام از طرح این موضوع  پرداختن  به یک برنامه زنده تلویزیونی است که  دیشب داشتم نگاهش می کردم  و عجیب این برنامه ,مرا به فکر فرو برد. راستش, من که خود را متعلق به آموزش و پرورش می دانم  به خودم این حق را می دهم که در کنار مطرح کردن  موفقیت های زیادی که نظام تعلیم و تربیت کشور و مدارس  کسب کرده اند به کاستی ها و نواقص مو جود نیز بپردازم. امروزه اگر به آمار و اطلاعات تخصصی آموزش و پرورش رجوع کنید مشاهده خواهید نمود که آموزش و پرورش در زمینه دسترسی کودکان به مدرسه,ارتقاء دانش آموزان به پایه بالاتر,ارتقاء دانش و تخصص نیروی انسانی ,بهبود فرایند های آموزش و پرورش, نقش دانش آموزان در اداره مدرسه,کسب رتبه در جشنواره های نوجوان و جوان خوارزمی و...به موفقیت های چشم گیری دست پیدا کرده است اما بایستی اذعان نمود که هنوز تا دست یابی به نقطه مطلوب راه درازی در پیش است .این خاصیت آموزش و پرورش است که هرچه کار بشود باز هم جای کار بسیار زیاد است. از موضوع بحث خارج نشویم دیشب  سه نفر از مهمانان یرنامه تلویزیونی با عنوان ماه عسل(( که هر شب از شبکه سه سیما به صورت زنده به مناسبت ماه مبارک رمضان پخش می شود))دانش اموزان بی سرپرستی بودند که در شیر خوارگاه آمنه بزرگ شده بودند.دو نفر از آنها دانش آموز دبیرستانی و نفرسوم دانش آموز پا یه پنجم بود.

مجری برنامه (آقای علیخانی)سوالهای مختلفی از آنها کرد ,اینکه در مورد چی فکر می کنندوچه آرزو هایی دارند؟چگونه شد که از شیرخوارگاه آمنه سر در آورده اند؟و اینکه زمانی که به مدرسه می روند کادر مدرسه (مدیر,معاونان و معلمان) چه بر خوردی با آن ها داشته اند؟

و اما پاسخ به سوال آخر توسط بچه ها , بسیار تامل بر انگیز بود.آنان به اتفاق می گفتند که مدیر مدرسه یا معاونین و بعضا معلمان ما را جلوی دیگر دانش آموزان ضایع می کردند. در حالی که سعی می کردیم کسی متوجه نشود  که ما  در حال حاضر پدر و مادر نداریم و در شیر خوارگاه آمنه زندگی می کنیم  اما مسولین مدرسه به بهانه هر مشکلی که از طرف ما در مدرسه بوجود می آمد زبان به شکوه می گشودند و جلوی دیگران وضعیت ما را بر ملا می ساختند,وبعضا جلوی جمع مارا بچه سر راهی خطاب می کردند.و این موضوع برای ما در کنار رنجی که خود بخاطر نبود پدر و مادر میکشیم بسیار درد ناک است.

راستش را بخواهید اگر یک تحقیق محکمی بخواهیم انجام بدهیم من اطمینان دارم که اکثر قریب به اتفاق کارکنان مدارس به ویژه مدیران ,معاونین و معلمان محرم راز دانش آموزان  هستند  و این دست مسایل در مدارس نادری اتفاق می افتد.تردیدی نیست که  داشتن حساسیت بالا در این خصوص یکی از نشانه های بارز شغل خطیر مدیریت و معلمی است ولی باید اذعان کرد که در تعداد اندکی از  مدارس کشور این  نوع رفتار و برخورد با دانش آموزان مشاهده می شود.

 روی سخن من با ا ین دسته از مدیرا ن,معا ونین و معلمانی است که بعضا به خاطر عصبانیت ,نداشتن صبر و تحمل واز همه مهمتر عدم شناخت کافی از حساسیت ,وظایف و رسالت شغلی خود در برخورد با دانش آموزان زمام امورو کنترل بر اعصاب و روانشان از دستشان در می رود و می شود آنچه که نباید بشود.این برخوردهای غیر منطقی ودور از منش معلمی و هدایتگری می تواند چنان بر روح روان دانش آموزان اثر منفی بگذارد که ایشان را به یک آدم بزهکار , پرخاشگرو خاطی تبدیل کند. اگر از خاطرات همه کسانیکه بخشی از عمر خود را به عنوان دانش اموز در مدرسه سپری کردند سوال شود بدون استثناء همه آن ها خاطرات مثبت و منفی فراوانی از نوع برخورد مدرسه با خود دارند و به قول صاحبنظری , معمولا خاطرات منفی بیشتر در ذهن ما می ماند تا خاطرات مثبت.

کلام آخر اینکه مدیران و کارکنان مدارس بایستی طوری عمل نمایند که همواره ذهنیت مثبتی از ایشان بر روح و روان دانش آموزان نقش ببندد.ایشان تا وقتی در این سمت مشغول به فعالیت هست بایستی  دایما از خودش سوال کند که نقش و رسالتش چیست و چگونه می تواند مناسبترین رفتار و کردار با دانش آموزان را داشته باشد. مدرسه بایستی ماوا ,مامن  و محرم اسرار دانش آموزان ,محل تغییر رفتار, مهر ورزی,آموزش صبر و تحمل و عمل به آن باشد, این حرف به این مفهوم نیست که  در این فرایندحریم بین معلمی و شاگردی شکسته و مخدوش شود.باز هم تاکید می کنم یکی ویژگی های کلیدی همه کارکنان مدرسه راز داری است .هر ساله میلیون ها خانواده به امید فردای بهتر فرزند انشان, این جگر گوشه شان را به عنوان امانت به شمای مدیر و معلم فرهیخته  می سپارند لذا شایسته نیست که روح روان آنان در فضای مدرسه شکسته و آسیب جدی ببیند .چه در این صورت مدرسه نه به عنوان یک نهاد اصلاح کننده و رشد دهنده بلکه نقش یک سازمان تخریب کننده را بازی خواهد کرد.

 

                             لشکربلوکی 20 مرداد 1390