به نام خداوند جمیل

مرثیه ای برای طبیعت ایران

دیروز (جمعه دوم اردبیهشت ماه ٩٠) خیر سرمان بعد مدت ها به اتفاق یکی از دوستان برای لذت بردن از طبیعت  و همچنین کوه نوردی  حدود ٧ صبح عازم دامنه کوه دارآباد در شمال تهران شدیم ,آنجایی که ما رفتیم مسیری به موازات مسیر اصلی راهپیمایی و کوه نوردی دار آباد است . این مسیر در شرق مسیر اصلی تقریبا بین دار آباد و شهرک شهید محلاتی قرار دارد .پس از حدود ۴۵ دقیق راه پیمایی در این مسیر،مناظر ی بسیار غم انگیز ، پریشان کننده و ناجوانمردانه دیدیم که بسیار شوکه شدیم.و آن آثار و خاکستر به جای مانده از آتش زده شدن نی ها، درختان بید و همچنین سایر گیا هان زیبایی بود که باعث آن عده ای از آدم های از خدا بی خبر،لاابالی و بی مسولیت(که البته نمی توان  آن ها را آدم خطاب کرد) بودند .ابتدا فکر می کردیم این منظره بسیار ناراحت کننده و آزار دهنده در سطح کمی رخ داده است ،اما صد افسوس که هر چه جلوتر می رفتیم عمق این فاجعه بیشتر می شد. آثار این آتش سوزی  شاید در بیش از ٣٠٠ متر در امتدادجوی آبی که از دامنه کوه سرچشمه میگرفت به وقوع پیوسته است. 

نوع آتش سوزی و هم چنین وسعت زیاد آتش سوزی نشان می داد که سوخته شدن انبوه نی های خشک و همچنین درختان سر بر آورده از داخل آن عمدی بوده است. من نمی دانم عامل یا عاملین این عمل چه کسانی بودند وبا چه انگیزه ای این کار را کردند؟ ولی آن چه مسلم است این است که دیدن این صحنه  برای هر کسی که  اندکی دغدغه حفظ محیط زیست و هم چنین برای آن ارزش قایل است بسیار رقت انگیز و گریه آور بود.دلم می خواست بنشینم کنار این درختان و بر مرگشان گریه کنم.

من نمی دانم که چرا عده ای نه به طبیعت رحم می کنند و نه به خودشان.طبیعت ایران از جنگل های شمال گرفته تا کوه های زاگرس،ارسباران تا درختان بلوط کردستان و...همه و همه  توسط این بشر دو پای بی رحم در حال نا بودی است.و طبیعی است که دیری نخواهد پایید که با این بی تدبیری های ما ، شمشیر غضب طبیعت (با عنوان خشکسالی،بی آبی،ریز گرد ها،گر مای طاقت فرسا،و....) بیش از گذشته طو مار زندگی ما را در هم  خواهدپیچد.

                                              لشکربلوکی ٣ اربیهشت٩٠