به نام خدا

سهم ما و دیگران در کسب موفقیت

وقتی موفقیتی بدست می آید،بدیهی است افراد زیادی در حصول به آن نقش دارند.به عنوان مثال وقتی دانش آموزی در رشته مورد علاقه خودش و از طریق شرکت در کنکور سراسری دانشگاههای کشور پذیرش می شود ،این قبولی نتیجه تلاش مستمر فرد،پدر و مادرش (یا سایر بستگان که در این خصوص شرایط مناسب مطالعه را برای ایشان فراهم آورده اند)،معلمان و حتی سازمان سنجش آموزش کشور می باشد که بامهیانمودن شرایط مناسب  زمینه برگزاری یک کنکور خوب و عادلانه را فراهم آورده اند.

در این زمینه از یک نکته مهم نبایستی غافل شد و آن این است که  در فرایند کسب موفقیت مورد نظر ( که در یک رقابت  تنگا تنگ  و فشرده با صد ها هزار دانش دیگر حاصل آمده است) نمی توان از نقش موثر  و کار آمدفرد در دستیابی به موفقیت به سادگی گذشت،و اگر ما بخواهیم  به صورت فرضی سهمی برای فرد مورد نظر و بقیه افراد مشخص کنیم به ترتیب میتوان درصد ۶٠ به ۴٠ را ذکر کرد.یعنی سهم فرد بیشتر از سایرین است.اما  آیا همواره می توان این نسبت را به کسب موفقیت ها در همه موارد و سایر امور  تعمیم داد؟جواب آن روشن است ،خیر!!!

به هر حال این کمال آرزوی همه است که کسب همه موفقیت ها این گونه باشد ،یعنی موفقیت ها  بیشتر ناشی  از تلاش  و کوشش موثر خود فرد باشد نه عامل دیگر.اما متاسفانه این گونه نیست.هستند افراد زیادی که پله های ترقی را بیشتر به کمک دیگران طی می کنند. به عبارتی اگر  شرایط و ساز و کاری بسیار منطقی ،دشوارو استثناء نا پذیر برای دستیابی به  همه مو فقیت ها و هم چنین پله های ترقی طراحی و عین آن عمل می شد هرگز آن دسته از آدم های اخیر به آن مرتبه نمی رسیدند.

راستی چرا این گونه است؟وقتی خیلی ها می توانند بدون آن که شایستگی آن را داشته باشند پله های ترقی را( فقط به خاطر  کمک دیگران) طی کنند و به قول خودشان آدم های موفقی باشند ،آیا کشور می تواند در جایگاه واقعی خودش قرا گیرد؟

از شهید مطهری می پرسند ،تقوی برتر است یا تخصص؟می فرماید تقوی منتها اگرکسی تخصص و توانمندی لازم را ندارد و شغلی را قبول کند عین بی تقوایی است.

                                              لشکربلوکی  ١٧ فروردین١٣٩٠