سفر به خوزستان وحضور در جمع مدیران مدارس(قسمت اول)

هفته گذشته  به اتفاق دوست و همکارم  جناب آقای فتحی نژاد در جمع مدیران مدارس ر اهنمایی تحصیلی مناطق آموزشی اندیمشک ،دز فول،شاوور،شوش،الوار گرمسیری و سردشت بودیم. مو ضوع آموزش دوره، مدارس اثر بخش و نحوه بر نامه ریزی در مدارس بود.تمام مدیران مدعو با برنامه ریزی اداره آموزش و پرورش اندیمشک به ۴ گروه تقسیم شدند دو گروه در روز دوشنبه و دو گروه دیگر در روز سه شنبه در کارگاه شرکت کردند .البته به علت تعداد زیاد شرکت کنندگان و هم چنین زمان کم، کارگاه نمی توانست دارای اثر بخشی لازم باشد با این همه اقدام مدیریت آموزش و پرورش اندیمشک برای تقبل این دوره و مساعدت سازمان آموزش وپرورش استان خوزستان جای تقدیر دارد.

 به هر حال به رغم وجود مشکلات فوق بحث های جالبی در هنگام بر گزاری کارگاه مطرح شد و من امیدوارم که این کارگاه برای مدیران شرکت کننده مفید بوده باشد. در خصوص موضوع فوق  در آینده بیشتر صحبت خواهیم کرد.

.       در حدود چهار روزی که خوزستان بودیم(البته این سومین بار است که به این استان سفر می کنم)علاوه براندیمشک گشتی هم در شهر زیبای شوش و اهواز زدیم.در شهر اندیمشک به اتفاق همکاران آموزش راهنمایی جناب آقای بهاروند و محکی غروب روز دوشنبه به دامان طبیعت زیبا برای قدری هوا خوری و تجدید قوا پناه بردیم ساعت خوشی بود.در هنگام برگشت به اهواز سری به مقبره (آرامگاه دانیال نبی)زدیم،غروب بود و هنگام نماز گزاردن،چه غروب دل انگیزی  و با صفایی بود در جوار این آرامگاه مقدس و چه رود خانه زیبایی از کنار این گنبد و بار گاه می گذرد .لختی درنگ کردیم نماز عصر و اعشا را بجا آوردیم. چه عظمتی دارداین استان خوزستان ، این استان وسیع چه ظرفیت هاو منابع سرشاری دارد ،که از مهمترین آنها می توان به دشت های حاصل خیز  و مزارع کشاورزی و باغداری ،وسیعرود خانه های متنوع و پر آب،اماکن تاریخی و مذهبی،نفت ،گاز ، دریا و بنادر و...اشاره نمود .به به عبارتی می توان گفت این استان چه نعمتی کم دارد.   ؟ولی آیا ما به ویژه خوزستانیهای خونگرم قدرش را می دانیم؟قبل از این که به شهر اهواز بریم چند نکته را می خواستم بیان بکنم:

پس از اندکی درنگ در مقبره دانیال نبی ،قصد عزیمت به شهر اهواز نمودیم،هنگامی که از روی پل مقابل آرامگاه می گذشتیم اتفاقی توجه ام را جلب کرد و آن این بود که یکی از دستفروش ها ی کنار پل در حال ریختن کارتن ها و یکسری کاغذ  بلا استفاده در داخل رود خانه بود .جوانی حدود بیست و دو سه ساله بود.تذکری به ایشان دادم و سوال کردم چرا این کار را می کند ؟جواب داد ما این هارا جمع می کنیم اما شهر داری آن ها را نمی برد ،سپس اضافه نمود خود شهر داری گفته است  که آشغال ها در رود خانه رها کنید.!آیا این می تواند صحت داشته باشد؟به هر حال این اتفاق اتقاق نا گوار  است و جای تاسف بسیار دارد.

حدود ساعت ٨:٣٠شب اهواز بودیم.آن جا رئیس گروه راهنمایی جناب آقای تقی زاده و جناب آقای   محمدی منتظر ما بودند.پس از صرف شام سری به بازار اهواز زدیم ما حصل حضور در بازارخرید اندکی خر ما بود .دلمان نیامد بدون دیدن سواحل زیبای کارون و  لختی درنگ در کنار آن اهواز را ترک کنیم .آن شب هوا اندکی سرد بود و باد نسبتا شدیدی می وزید.کارون شهر اهواز  زیبا و قشنگ است با این وجود باید اذعان شود که ما هنر استفاده مطلوب از این امکانات خدادادی را نداریم .وفتی این مکان ها و مناظر و مواهب طبیعی را با مکان های مشابه در شهر های کوا لا مپور و پینانگ مالزی و همچنین بانکوک تایلند مقایسه می کنم  مشاهده می شود که چقدر آن ها برای گردش گری و هم چنین ایجاد یک محیط فرح بخش برای مردمش موفق عمل کردند.اما ما چی نه تنها که استفاده مطلوب که از آن نمی کنیم  ، بلکه با انواع و اقسام عمل خودسرانه و بدون تفکر این مواهب طبیعی و با ارزش فراوان  رابه مامن اشغال ها و فاضلاب کارخانه تبدیل می کنیم.البته سایر منابع طبیعی وشرایط محیط زیست مان حال و روز ی بهتر از این ندارد .رها سازی هزاران متر مکعب آب و فاضلاب در رود خانه  زاینده رود،قلع و قمع درختان جنگل های شمال (همین امروز برخی مطبوعات نوشتند که قرار است دهها درخت در جنگل النگ دره گر گان قطع شود،)و این در حالی است که برخی این روزهادر تکا پوی کاشت درخت هستند.این است رسم مسلمانی ؟این است رسم شهروند مسولیت پذیر؟با این اتفاقات ، از طبیعت  ایران چه چیزی برای آیندگان می ماند؟