به نام ایزد منان

کمر بند،ببند یم یا نبند یم؟

امروز برای رسیدن به محل کارم حدود ساعت 6:35میدان نوبنیاد بودم.سو ار تاکسی  خطی میدان نوبنیاد و هفت تیر شدم . صندلی جلو هم نشستم ،یک دقیقه طول نکشید که تعداد مسافرین کامل شد .در آستانه حرکت خواستم کمر بند صندلی سر نشین را ببندم. راننده گفت :لازم نیست کمر بند را ببندید.پلیس تاکسی ها را  به خاطر این موضوع جریمه نمی کند . با لبخند به ایشان گفتم: وجود کمر بند به خاطر جریمه نشدن است یا این که جان سر نشینان در هنگام تصادف به خطر نیفتد؟ ایشان گفتند به خاطر هر دو ! بعد اضافه کردند آخه در خیا بان های پر ترافیک تهران که سرعت ماشین ها  آن قدر زیاد نیست به نظرم لاز م نیست سر نشینان خود رو هاکمر بند ایمنی راببندند. گفتم:اتفاقا اخیرا یک از آشنایان نزدیک بنده که  با تاکسی عازم تجریش بوده و در صندلی جلو هم نشسته بود ند تاکسی آن ها با خود رو جلویی تصادف میکند ،سرش به شدت به شیشه جلویی می خورد و پیشانیش ترک بر می دارد و خون از پیشانیش جاری می شود. می برندش بیمارستان، سیتی اسکن و انجام  بقیه مراحل در مانی خوشبختانه ایشان ضربه مغزی نمی شود.

راننده بلافاصله گفت بلی اتفاقا سه بار شیشه جلوی ماشین من هم به خاطر اصابت سر مسافرین به آن شکسته ،من بدم می آید که مسافرین صندلی جلو بخوابند،وقتی آن ها  می خوابند و تصادف می شود سر مسافرین به شیشه جلویی می خورد،وگر نه چنین اتفاقی نمی افتد.

بببینید استد لال را !!یکی از رفتار های ناپسند غالب ما ایرانیان برای فرار از پاسخ گویی در مقابل اشتبا هات (که به صورت یک عادت  غلط در آمده)توجیه کردن طرف مقابل با هر ادله بی ربط است.در این مواقع فتوا صادر می کنیم آسمان و ریسمان را به هم می با فیم که ما اشتباه نمی کنیم و کار ما هیچ اشکالی ندارد.در حالی که  اعمال اشتباه ما مثل روز روشن است.

 آیا بهتر نیست وقتی اشتباهی مرتکب می شویم یک کمی شجاعت داشته باشیم و اشتبا ه را به پذیریم، در بعضی مواقع کل هزینه اش بیان یک معذرت خواهی  و یک کمی هم شرمندگی است.

                                                        3 اسفند1388..لشکر بلوکی