به نام خداوند جان ها

تفکر و حل مساله چقدر در مدرسه ها جدی گرفته می شود؟

یادمه جند سال پیش وقتی خبر نگار صدا و سیما به یکی از دبیرستان های دخترانه تهران رفت و از  دانش آموزسال سوم متوسطه سوال کرد شما چه انتظاراتی از مربی برورشی  و هم چنین مدیر مدرسه دارید؟ ایشان نکته بسیار جالبی گفتند .این دانش آموز گفت "ما هنوز تجربه کافی برای زندگی را نداریم و ممکن است با توجه به سنمان اشتباهات زیادی را مرتکب شویم واین چیز طبیعی است اما مربیان برورشی و حتی مدیران مدارس به ما فرصت اشتباه  کردن را نمی دهند! آن ها انتظار دارند تمامی کار هایی که ما  انجام می دهیم درست و بدون اشتباه باشد.واین یعنی محروم شدن از کسب تجربه"

به نظرم این دانش اموز به یک مشکل کلیدی در مدارس کشور اشاره کردند.هم اکنون برخی از مشکلاتی که در جامعه  و در سطوح مختلف نظیر نزاع ها و مشاجرات و توهین ها و حتی در زمینه عدم بروز خلاقیت رخ می نماید ریشه در نبود بر نامه های آموزش مبتنی بر خلاقیت ،توسعه تفکر  و کنترل خشم است.به عنوان مثال غالب دعوا هایی که بین دو نفر آغاز می شود ناشی از فکر نکردن به عواقب مشاجرات و حرف های بی بایه و اساسی است که توسط طرفین گفته می شود و بعضا این مشاجرات چنان بالا می گیرد که تبدیل به قتل می شود حال آنکه اگر این آدم کمی فکر می کرد شاید به عاقبت امر این جا ختم نمی شد.البته مهارت کنترل بر خشم را نمی توان در ماجرای این چنینی نادیده گرفت.

حال این سوال اساسی مطرح است که این آدم در کجا می بایستی فکر کردن و یا حل مساله را یاد می گرفت؟

پاسخ سوال روشن است . نظام آموزشی (مدارس) ،اولیا ، رسانه های جمعی و جامعه نقش قابل توجه ای در زمینه تربیت انسان های فکور دارند،اما در این میان نقش نظام آموزشی و مدارس در صدر تاثیر گذار ترین آن هاست. غالب دانش آموزان مدیران و معلمان خود را به عنوان مرجع علمی ،آموزشی و حتی کسب تجربه می شناسند.و در برخی دانش آموزان مشاهده شده است که به رغم تحصیلات بالای برخی والدین دانش آموز،دانش آموز دیدگاه و نظر معلم خود را بر نظر والدین ترجیح داده است به وی‍ژه این پدیده در  دوره آموزش و پرورش عمومی بیشتر دیده می شود. بنابراین با توجه به این موضوع مدارس  به ویژه معلمان ،مربیان پرورشی و مدیران می بایستی نقش خود را در زمینه تربیت دانش آموزان فکور بسیار جدی بگیرند.

وقتی به استان های کشور برای بازدید ازمدارس می روم یکی از بر نامه های کاری ام حضور در کلاس های درس مدارس راهمایی  تحصلی است.برای بررسی و دریافت میزان یادگیری و هم چنین سنجش عملکرد  تحصیلی دانش آموزان و...سوال های مختلفی از آنان می کنم .ازجمله یکی از سوال هایی که از دانش آموزان بایه دوم و سوم می کنم این است "یک عدد   بگویید که نصفش از خودش بزرگتر باشد" اکثر دانش آموزان بدون این که  لحطه ای فکر کنند می گویند چنین عددی وجود ندارد یا اینکه به یک عدد اعشاری اشاره می کنند. من پاسخ را به آنها نمی گویم.به دانش آموزان فرصت بنج دقیقه ای می دهم و تاکید می کنم که خوب فکر کنند.پس از چند دقیقه فکر کردن برخی دانش آموزان دست های خود را بالا می برند به جواب های مختلفی اشاره می کنند اما در بین آن ها برخی از جواب ها صحیح است.بلی اعداد منفی

معلمان وقتی سوالی را مطرح می کنند لازم است آن قدر با دانش آموزان سر و کله بزنند(حوصله بخرج دهند)تا دانش آموزان خودشان به جواب نزدیک شوند . بگذارید  همه بچه ها در ارایه پاسخ مشارکت کنند ولو اینکه غالب باسخ ها اشتباه باشد. این رفتار موجب می شوند دانش آموزان بیشتر فکر کنند.و حتی بعضی مواقع معلم در شرایط این چنینی به دانش اموز بگوید برود منزل در خصوص سوال فکر و بررسی بیشتر بکند.در این زمینه معلم به عنوان تکلیف درسی  می تواند از  دانش اموزان بخواهد که چند ( حد اکثر 5)سوال خوب مطرح کنند.ویا اینکه مدارس می توانند اتاق فکر(یا صندلی فکر)ی را بیش بینی کنند تا دانش آموزانی که از لحا ظ تربیتی و یا آموزشی دچار مشکلی  می شوند با نظارت یکی از مسولان آموزشی یا تربیتی به آن جا هدایت شده تا در خصوص عواقب اعمالشان کمی فکر بکنند.می شود روش  و طرح های دیگری را برای تربیت دانش آموزانی که بیشتر فکر بکنند جستجو کرد. 

شهید مرتضی مطهری در این زمینه می گوید:

من سپاسگذار معلمی هستم که اندیشیدن را به من بیاموزد نه اندیشه ها را

                                                                        لشکر بلوکی1 اسفند88