به نام خداوند حکیم

زندگی بدون هدف یعنی باختن زندگی

آدم های زیادی هستند که وقتی  با آن ها ارتباط بر قرارمی کنی و پای صحبت آن ها می نشینی می گن زندگی را باختند.آن ها اظهار می کنند:  تا کنون هیچ لذ تی از زندگی نبرده اند و گذشته آن ها همراه با رنج ، شکست و نا کامی بوده است.

 

بعضا ابراز نا امیدی و نبود اراده کافی برای تصمیم گیری و این که آن ها نمی توانند حتی اندکی شرایط محیط  و زندگی خود را تغییر دهند از جمله شاخص ها و ویژگی ها یی هستند که این جورآدم ها با آن شناخته می شوند.

راستی این سوال اسا سی مطرح است که مگرقرار بود در زندگی آن ها چه اتفاقی بیفتد ؟ تا آن ها اکنون این گونه سرگشته ،نا امیدو خود را متضرر بزرگ تصور نکنند،به عبارت دیگر آن ها می خواستند به چه چیز هایی در زندگی دست پیدا کنند؟ که اکنون به آن ها نرسید ند:

 

شغل مناسب،خانه ای بزرگ و با صفا،خودروای گران قیمت،همسری مهربان، هم دل وشفیق و ...،تحصیلات عالی ،فرزندان نیکووصالح ،دوستانی صمیمی و صادق و......

این که غالب آدم ها فاصله زیادی با تحقق آرمان هایشان دارند امری است انکار ناپذیر.عیبی ندارد،گاهی اوقات آدم دررویا و خیالش ،خود را در شرایطی قرار دهد که به تمامی آرزو هایش دست یافته است ،اما باید به پذیریم که این واقعا یک رویا است ،و اگر قراربود بخشی یا همه این رویا ها  به حقیقت به پیوندد بایستی اقدا مات سنجیده و جسورانه  و هدف مندی انجام می پذیرفت .

این که با توجه به شرایط و ظرفیت های مو جود ترسیم کنیم چه اتفا قات مثبت و مطلوبی می بایستی در آینده در مسیر زندگی ما بیفتد.وقتی این هدف ها درست انتخاب و اقدا مات بعدی بر اساس آن ها سازمان دهی و عملیاتی شوند دنیا آن جوری می شود که ما می خواهیم.

ما بایستی به صراحت و با دقت مشخص کنیم که زندگی آینده ما لازم است چه مشخصاتی داشته باشد؟به عبارتی دنیای آینده ما چگونه باید باشد؟در آن صورت است که به جرات می توان گفت که وقتی آن آینده  فرا برسد نخواهیم گفت زندگی را باختیم.

البته بروز هر گونه اشتباه فاحش (استرا تژ یک) و نا خواسته می تواند ما را از دستیا بی به  همه یا بخشی از هد ف ها یمان محروم کند،که آن داستان دیگری د ارد.