به نام خداوند ناصر و نور

فشار هاو استرس هایی که در زندگی به ما وارد می شود:

فشار ها یی که به ما در زندگی وارد می شود دو دسته اند .علت یک دسته از آن ها خود مان هستیم و علت یک دسته دیگر بیرونی است.منظوراز فشار، فشار های روانی ناشی از رویداد های ناگوار است که در زندگی خواسته یا نا خواسته به ما وارد می شود.

الف :فشار هایی که خود عامل ان هستیم

.این دسته از فشار ها خود به دو گروه تقسیم می شوند. (1)فشار های ناشی از تصمیم و یا یک عملکرد درست و منطقی ما و فشار های ناشی از عملکرد و یا تصمیم اشتباه ما.به عنوان مثال و قتی تصمیم میگیریم در مقابل یک تصمیم  و یا عملکردغلط و یا نا حق  دیگران بایستیم وسر خم نکنیم ممکن است در این جا فشار زیادی بر ما وارد نمایند مخصوصا اگر طرف مقابل غیر منطقی و صاحب زورو قدرت باشد . وفشارهای دسته دوم فشار هایی است که به خا طر بی  دقتی وبی تد بیری ما بر ما وارد می شود.مثلا وقتی به به یک بیماری کوچک مبتلا می شویم ولی به هر دلیلی به صورت اساسی ان را در مان نمیکنیم تا اینکه این مساله تبد یل به یک معضل جدی و تاثیر گذارمی شود و به عبارتی زندگی ما را مختل می کند و یا اینکه در برخی امور دیگر که مصداق های زیادی می شود برای آن ها ذکر کرد به دلیل اینکه به موقع تصمیم نمی گیریم و به موقع اقدام نمی کنیم ضرر های زیادی در زندگی متوجه ما می شود واین موضوع سبب می شود که همیشه با خودمان در گیرباشیم و هی به خودمان نهیب بزنیم که چرا سستی کردیم و این یعنی فشار و استرس ناشی از آن .بهر حال عامل هر دو دسته از فشار ها خودمان هستیم و دیگران نقش بسیار اندکی دارندیاد آور می شوم صرف  نظر از نوع مدیریتی که بر استرس ها داریم  فشار ها و استرس از نوع اول قابل تحمل و باعث غرور انسان است.

ب-فشار ها یی که د یگران عامل ایجاد آن هستند 

اما دسته ای از فشار ها و استرس هایی در زندگی به ما وارد می شود که ما ظاهرا( تاکید می کنم ما ظاهرا) هیچ نقشی در بوجود آوردن آن نداشتیم .به عبارتی این فشار ها در زندگی به خاطرتصمیم و یا  عملکرد درست یا غلط دیگران بر ما وارد می شود.و صد البته فشار های روانی ناشی از عملکرد و یا تصمیم های اشتباه دیگران بسیار درد ناک و به عبارت ساده تر خیلی زور دارد.اینکه می بینی بایستی یک سری ضررهای مالی وجسمی(ناشی از این فشار ها) و فشارهای روحی و روانی را تحمل کنی و اینکه می دانی دقیقا چه کسانی این بلا ها را سرت می آورند و فعلا وظاهرا کاری از دستت بر نمی آید و تو هیچ نقشی و اراده ای در بوجود آمدن آن نداری بسیار رنج می کشی. والبته جامعه پر است از این دست از فشار ها که اگر بخواهی فهرست کنی مثنوی هفتاد من می شود.

شما کافی است نیم نگاهی به تصمیمات اقتصادی یا نظام بانکداری کشور داشته باشید و می بینید از چند سال گذشته تا کنون چه تصمیمات عجولانه ، سلیقه ای و اشتباه گرفته شده که نتیجه آن تورم بالای 30 درصد(با نظر خوشبینانه)  ،افزایش فاصله طبقاتی و افزایش فشار روانی وارده بر دهک های پایین جامعه است.وایند سته از فشارها  ،همان دسته از فشار هایی است که خیلی از افراد در بوجود آوردن آن نقش ندارند.البته ممکن  است برخی بگویندخوب ما هم در بوجود امدن این مسایل به صورت غیر مستقیم نقش داریم چرا که اکثر امور و انفا قاتی که در زندگی و محیط پیرامونی ما می افتد به هم مرتبطند که این هم حرف درستی است. این مساله ای که ذکر کردم یکی ازمسایل کلان کشور بود.همانطور هم تصمیمات کلانی گرفته می شود که به نفع کشور و مردم است اگر چه از رهگذر اتخاذ این نوع تصمیمات ممکن است به افراد فشار بیاید ولی این نیز قابل تحمل و بسیار با ارزش است.در بعد خا نواده،سازمان و یا نها دی که در آن کار می کنیم و یا در سطح یک شهر و روستا نیز تصمیمات و عملکرد ها می تواند درست یا غلط  اتخاذ شود که درنتیجه آن فشار و استرس زیادی به افراد وارد می شود .

لشکر بلوکی  یکم اردبیهشت 1392