به نام خداوند علیم و حکیم

 هشتاد بیست

 امروز کشور ها و جوامع زیادی هستند که مردم آن ها به داشتن یک یا چند ویژگی بارز مشهور هستند ،مثلا مردم کشور های درجه یک شرق آسیا به پرکاری ،مسئولیت پذیری و صداقت  و پایبندی به مقررات مشهورند و مردم  برخی کشور های پیشرفته غربی نیز به  قانون پذیری،رعایت حقوق شهروندی، انجام کار دقیق و با کیفیت ،ترجیح منافع کشور به منافع شخصی،پارتی بازی نکردن مشهورند. این ویژگی ها سبب شده است که هشتاد درصد فعالیت هایی که در این کشور ها انجام می شود در قالب برنامه از پیش تعیین شده انجام شود و فقط بیست  درصد آن فعالیت های پیش بینی نشده است اما در کشور ما این نسبت بر عکس است ،یعنی بیست درصد فعالیت ها در قالب برنامه و هشتاد درصد آن فعالیت های پیش بینی نشده است. چرا چنین است؟ آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید؟(**)

تا به حال خیلی کنجاو شدم تا ببینم افراد خارجی که در کسوت توریست،مهمان،مربی تیم های ورزشی ،خبر نگار ،دانشجوو ...به ایران آمده و خاطرات خودشان را  نقل کرده اند چه ویژگی از ایرانیها را ذکر می کنند و راستش را بخواهید خیلی دوست داشتم تا از زبان آن ها بشنوم که بگویند  مردم ایران: قانون پذیرند، حقوق شهروندی را رعایت میکنند،مسئولیت پذیرند ، منافع کشوررا بر منافع شخصی ترجیح می دهند،پرکار و صادقند و...اما هیچ کدام از آن ها به این ها اشاره نکرده اند یا اینکه من در جایی نخواندم، اما به دو چیز بسیار اشاره کرده اند خونگرم و مهمان نوازند. این دو صفت بسیار خوب و با ارزشند و این بحث من نیزهم مفهومش این نیست که مردم ما آن دسته از صفت ها و ویژگی های مثبت را که ذکر کردم ندارند ،بلکه این سوال کلیدی مطرح است که اگر این ویژگی برجسته در اکثر قریب به اتفاق مردم ایران وجود داشته  ودارد پس بایستی در رفتار ها ، روابط اجتماعی و فرهنگی و امور اقتصادی و ...رسوخ و نمود پیدا میکرد و طبیعتا آن دسته از خارجی های  که به ایران می آیند بهتر می توانند(به عنوان یک ناظر بی طرف) آن را ببینند و در خاطراتشان به این ویژگی  ها اشاره بکنند که نکردند.اگر از ما بخواهند که  ما در محیطمان(محل کار،محله،شهرمان،روستایمان،و....) چند نفر قانون پذیر ،مسئولیت پذیر ،صادق ،پر کار و...را معرفی کنیم قطعا می توانیم دهها نفر را معرفی کنبم اما واقعا ما می توانیم با جرات و قاطعیت بگوییم اکثر قریب به اتفاق مردم ایران دارای همه ویژگی های مثبتی هستند که در بالا ذکر کردیم؟ من به تک تک  افراد کار ندارم،توجه من بیشتر به میانگین رفتار ها و عملکرد جامعه هنگام بروز یک رفتار ،رعایت قانون،انجام وظیفه و...است.به هر حال اگر آن ویژگی ها در اکثر مردم وجود دارد پس بایستی ما آن ها را در عمل ببینیم.

مثالی عرض می کنم یک روز(اواخر آبانماه سال جاری) برای خرید یک گوشی همراه عازم مرکز خرید علاء الدین در خیابان جمهوری شدم این مرکز در جنوب غربی تقاطع خیابان حافظ و جمهوری واقع است .پس از خرید،چند لحظه بعد سر چهار راه بودم چراغ قرمز بود زمان در نظر گرفته شده(توسط سیستم خودکارچراغ قرمز) حدود 90 ثانیه بود یعنی نود ثانیه تحمل می کردی چراغ سبز می شد،خودروها و موتور سیکلت ها فراوانی به سرعت در حال عبور بودند در حین توقف مشاهده یک رفتار بسیار آزار دهنده بود و آن هم عبور هجده –نوزرده نفر از پیاده ها  و همچنین چندین نفر موتور سوار از چراغ قرمز بود. حال شما ببیند از بیست ودو سه نفری که تصمیم داشتند از چهار راه عبور کنند 18-19 نفرشان بدون رعایت قانون(در عرض 90 ثانیه)از چراغ قرمز عبور کردند .این چه پیامی دارد؟شما کافیست یک روز سر چهار راهی در داخل شهر بایستید و ببینید چند نفر قانون توقف پشت چراغ قرمز را رعایت میکنند؟ برخی از نا هنجاری های این چنینی را شما زیاد می توانی ببینبی .بازهم مثال دیگری را عرض میکنم شما یک خودرو ویا یک گوشی صفرهمراه می خرید.یکی از خدماتی که معمولا هنگام فروش فروشنده به خریدار میدهد گارانتی یک ساله است صادقانه به این سوال من جواب بدهید که با توجه به تجربیات گذشته  چقدر به فروشنده و شرکت او اعتماد دارید که در صورت خراب شدن خودرو و یا گوشی همراه شما (در زمان گارانتی)فروشنده یا شرکت به تعهدات خود عمل کرده و وسیله شما را مجانی تعمیر نماید ؟غالبا می گویند که خرابی این بخش  از قطعات شامل گارانتی نمی شود وخیلی راحت شما را از حق مسلم خودت محروم می کنند.من که اعتماد زیادی نمی کنم  و امید زیادی ندارم که آن ها به تعهدشان عمل کنند چون در چندین مورد این بلاها سرم آمد.حال اگر بخواهم موارد این چنینی را برای شما فهرست کنم مثنوی هفت من می شود‘بگذریم.

بر گردیم به سوالمان که در ابتدای این نوشتار مطرح شد: چرا در کشور ما هشتاد درصد فعالیت ها پیش بینی نشده و فقط بیست درصد فعالیت ها در قالب برنامه انجام می شود.وقتی فرهنگ گریز از اجرای قانون فرا گیر می شود،وقتی رسیدن به اوج موفقیت(موفقیت از دیدگاه فرد نه از دیدگاه جامعه و آدم های منصف) و یا کسب برخی مقامات وپست ها نه از مجرای شایسته سالاری و بلکه از طریق ارتباطات و یا زرنگی حاصل می شود،وقتی برخی قوانین و مقررات را هر موقع بخواهند و اراده کنند اجرا می کنند و وقتی نخواهند آن را دور میزنند،وقتی برخی اقدامات خوب گذشته را نفی میکنند و قوانین و مقررات و یا بر نامه هایی که در گذشته تدوین و ابلاغ شده را به یک باره کنار می گذارند، وقتی با قانون شکنان برخورد جدی نمی شود....نتیجه این می شود که به روز مرگی دچار می شویم ،نتیجه این می شود کسی قانون و بر نامه را بر نمی تابد.نتنیجه این می شود که فقط بیست درصد فعالیتها در قالب برنامه انجام شود.و هشتاد درصد فعالیت ها پپیش بینی نشده و بر اساس تصمیمات آنی و به اصطلاح خلق الساعه شکل میگیرد و آنچه در این بین فدا می شود کیفیت و منافع و سر مایه ملی است.

  **این یک نظر و توصیف از شرایط موجود است و مبتنی بر اطلاعات دقیق نیست وقتی شما مجموعه شرایط ‘اطلاعات و حتی تجربیات خودت را کنار هم می گذاری چنین استنباط می شود که  این نسبت در انجام فعالیت ها در کشورحاکم است شما برخی این نسبت را در کشور قبول نداشته باشند و بگویند این نسبت سی هفتاد‘چهل شصت و یا هفتاد سی است. 

                                                          غلامرضا لشکربلوکی—6 دی 1390