اخلاق ایرانی درمعرض انحراف!

 

   مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن     که در طریقت ما غیر از این گناهی نیست

 

 صد ها سال زمان صرف می شود تا ارزش های فر هنگی و اخلاقی جامعه ای شکل می گیرد وما چه ساده ظرف چند روز و یا چند ماه با بی تدبیری و حرکتی نسنجیده به یک باره(هم چون طوفان) همه آن ارزش ها افتخارات فرهنگی را از ریشه و بنیان خراب می کنیم.

کافی است نیم نگاهی به تمامی  اتفاقات د و سه ماهه اخیر کشور بیندازیدکه بخش هایی از آن در رسانه هامنعکس شده (یا می شود) . این که خود شاهد آن در رفتار ها و عملکرد شهر وندان ایرانی در تعا ملات اجتماعی، گفتمان ها ورعایت حقوق شهر وندی هستیم ،که از مصداق بارز آن ها مردم آزاری و دروغگویی است. مردم آزاری که شاخ و دم ندارد .آیا اتهام افترا ،بی دینی ،اجنبی  ،منافق و...بدون وجود  دلایل و شواهد متقن در مورد برخی از شهر وندان مومن ، نخبگان و فر هیختگان ایرانی از مصداق های بارز دروغ گویی و مردم آزاری نیست ؟ لازم به ذکر است این موارد نیاز به کشف ندارند کافی است اندکی هوش و حواس خود را معطوف به اتفاقات جاری و دور برمان نماییم، آنگاه خواهیم دید که این نا هنجاری ها چقدر زیاد و مشمئز کننده شده است . جالب است در این میان برخی بر مسند قضاوت می نشینند ، قضاوت می کنند و حکم نهایی  ار تداد افراد را هم صادر می کنند.آیا فلسفه وقوع انقلا ب اسلامی در سال 1357این نبوده است که  از این رفتار های نا بخردانه ، مشکلات و مسایلی که باعث شکاف در جامعه می شوند دوری جوییم و به اصل خود باز گردیم؟انسانیت  و اخلاق ناب ایرانی.

 راستی مگرما مدعی پیرو اسلام راستین نیستیم ؟ کدام کشور در جهان مانند ما(ایرانی ها) این همه داعیه و شعار پیروی از ارزش ها وحتی پیروی از اسلام راستین  را دارد؟مگر ما مدعی نیستیم که الگوی خیلی از کشورها در زمینه  فرهنگ و مدیریت اداره کشور هستیم؟  آیا به راستی با دستان خودمان و با آن اقدامات نسنجیده(که به برخی از آن ها اشاره شد) تمامی ارزش ها و بنیادهای فرهنگی و معیار ها ی اخلاقی را زیر پا له نکردیم؟ما با این کارمان دیگر نیازی به دشمن داریم؟آیا این ها نشانه های انحطاط فرهنگ و اخلاق ایرانی نیست؟

داریوش کبیر از پا دشاهان دور اندیش ،سخاوتمند و با هوش هخامنشی در فراز هایی از وصیت به فرزندش(خشا یار) می گوید:هر گز درغگو و متملق را به خود راه نده،چون هردوی آن ها افت سلطنت هستند.

 نقل است فردی پیش پیامبر(صلوات الله علیه )رفت و از ایشان خواست تا اورا پندی دهد .پیامبر فر مودند هرگز دروغ    نگو،آن شخص با تعجب اشاره کردند همین ؟ این که خیلی ساده هست با گفتن این جمله از نزد پیامبر رفتند.او هنوز عمق  پند پیامبر را درک نکرده بودند. ایشان از این پس هر وقت می خواستند عمل خلافی انجام دهند با خودش می گفت اگر از من سوال کنند چه جوابی بدهم؟ من که قرار نیست دروغ بگویم ،و به این ترتیب از انجام عمل خلاف منصرف می شدند. هنوز چند  صباحی نگذشته بود که آن فرد پی برد که آن پند چقدر با ارزش و اثر گذار است( به عبارتی پی برد که ریشه خیلی از اعمال خلاف دروغ گویی است) وآن گاه بر پیامبر درود فرستاد و او را تحسین کرد.

در کنار تعالیم اسلامی، تاریخ و فرهنگ  ایران زمین پر است از پندها و تجربیات با ارزش در این زمینه روز نامه ایران(1) در سال 1382 به نقل ازدکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی با عنوان "اخلاق ایرانی" می نویسند:

پر فسور کرشن روسی که صد سال پیش می زیسته ،در حق ادب فارسی یک عبارت زیبا دارد.......مرحوم حمید سیاح که یاد داشت های پدرش حاج سیاح را چاپ کرده می نویسد:

در جشن هفتاد سالگی پرو فسور عده زیادی از استادان دانشگاههای روسیه و دانشگاه های خارجی آمدند و هریک به زبان خودشان به پروفسور تبریک گفتند و به همان زبان هم جواب شنیدند.....من جمله  تبریک عمویم میر زا جعفر خان (محلاتی)را به فارسی جواب داد و سپس با صدای بلند گفت :می  خواهم مطلبی را بگویم که اگر به زبان فارسی گفته شودتنها میرزا جعفر می فهمد،به چه زبانی بگویم؟ چون اکثریت با روس ها بود از اطراف صدا بلند شد که به روسی بگویید....پروفسور کرشن پس از اندکی مکث گفته بود:من در برابر ادبیات ایران سر تعظیم فرود می آورم. همه حاضران بلند شدند که چطور؟چرا فقط ایران؟پرو فسور جواب داده بود:من تنها یک بیت شعر از حافظ را می خوانم و شما بگویید کدام ملتی چنین دستور اخلاقی زیبایی دارد:

 مباش در پی آزار و هرچه خواهی کن      که در طریقت ما غیر از این گناهی نیست

  مسیح گفته است :هر چه برای خودت می خواهی برای دیگران هم بخواه و این کاری است  که  تنها خود او قادر به انجامش بوده است .عمل به گفته حافظ  هم در دنیای امروز ما غیر ممکن است،ولی ممکن است عدهای بتوانند به آن عمل کنند.با گفتن این جملات صدای کف زدن حضار و فریاد زنده باد ایران به اوج می رسد.

حال با عنایت این شواهد آیا برخی  با عملکردخود خوا هانه،متکبرانه ومنفعت طلبانه خود و با عنایت به مقام ، مسولیت و شهرتی  که دارند ، خواسته یا نا خواسته زمینه های انحطاط اخلاق و فر هنگ ایرانی را فراهم نیاوردند؟به هرحال این ها مسایل حاد جامعه  است وبدیهی است این وضعیت  شایسته ملت وکشوری که برای جاو دانگی ،هزاران شهید و مجروح تقدیم نموده است نیست.

باید تدبیری شود تا غبار تردید ، سردر گمی و بی اعتمادی ,دروغگویی و مردم آزاری رخت بر بنندد. واخلاق ناب ایرانی بار دیگر بر تارک تاریخ این برهه چون خورشید بدرخشد.این آرزوی محال نیست اندکی گذشت وانسانیت می خواهد.

  1-روز نامه ایران سه شنبه 2/2/1382ص